معرفی کتاب (6)

ناشر : انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله

 

نوبت و تاریخ چاپ : اول ، زمستان 1388

 

شمارگان : 1000

 

در 191 صفحه

 

در بخشی از پیشگفتار این کتاب آمده است :

 

" تعارض های فرهنگی عصر حاضر پدیده ای نیست

 

 که از نگاه متفکران ژرف اندیش پنهان بماند .

 

گرچه عامه مردم ممکن است از این پدیده نامطلوب غافل باشند

 

 و اصلا مسئله ای به نام تعارض فرهنگی برایشان مطرح نباشد

 

 ، اهل اندیشه و خرد ، در صورتی که به فرهنگ خود

 

 دل بستگی و تعهد داشته باشند ، نمی توانند بر تحولات فرهنگی ای

 

 که سر از مسخ و زوال آن فرهنگ درمی آورد ، چشم بپوشند

 

 و از کنار آن به سادگی بگذرند .

 

بلکه در برابر تهدیدهای فرهنگی می ایستند

 

 و از هویت فرهنگی خود دفاع می کنند .

 

اما در کارزار فرهنگی ، شرط اول مقاومت و ایستادگی

 

 ، ایجاد شفافیت ، بینش و بصیرت است ؛ یعنی شناخت

 

 درست عناصر فرهنگی خودی و تمییز و تفکیک آنها

 

از عناصر فرهنگی مهاجم و بیگانه .

 

هدف اصلی تحقیق حاضر تحقق بخشیدن به این مهم است ...

 

برخورد فرهنگی ای که بین فرهنگ اسلامی و فرهنگ تجدد

 

 ، جاری است ، بدیع و بی سابقه نیست ، بلکه کارزاری است

 

 که پیش تر در جبهه دیگری بین فرهنگ جدید غرب و

 

 فرهنگ  دینی مسیحیت درگرفته بود و مدتی طولانی

 

 نبردی سنگین بین طرفین اتفاق افتاد که در پایان

 

 یکی از طرفین (یعنی فرهنگ جدید غرب) پیروز بلامنازع

 

 این میدان شد و رقیب (یعنی فرهنگ دینی مسیحیت )

 

را زمین گیر و از صحنه زندگی بیرون کرد .

 

سپس ، این فرهنگ پیروز با فرهنگ های دیگری روبرو شد

 

 و در صدد برآمد تا همه آنها را از صحنه به در کند

 

 و یکه تاز عرصه فرهنگ در سرزمین وجود انسان شود .

 

ویژگی اصلی این فرهنگ جدایی اندیشه انسان غربی

 

 از دین و آموزه های دینی است .

 

 در این فرهنگ که در یک فرایند زمانی شکل گرفت

 

، اصل رسیدن به دنیا وجهه همت انسان غربی قرار

 

 گرفت و آخرت ، خداوند و هرآنچه مربوط به

 

جهان غیرمادی بود ، یا کنار گذاشته شد

 

 یا در درجه دوم اهمیت و فرع دنیای مادی قرار گرفت

 

 و با امور دنیایی و مادی تفسیر شد .

 

این توجه تام به دنیا و دنیاگرایی افراطی ،

 

نخست در عرصه هنر و ادبیات رشد کرد

 

 و سپس در امور دینی گسترش یافت

 

 و در پایان با انقلاب علمی که بر انقلاب فکری و

 

 فلسفی استوار بود ، همه اندیشه انسان غربی را در بر گرفت

 

و جهان بینی عصر جدید شکل یافت .

 

در این جهان بینی ، پرداختن به امور دنیا بدون توجه به

 

 جهان آخرت ارزش ذاتی یافت و سعادت بشری

 

 با دنیا تعریف و تفسیر شد . این جهان بینی که

 

 بر پایه فلسفه جدیدی استوار بود ، عقل ابزاری و دنیا اندیش را

 

 تنها وسیله شناخت حقایق قرار می داد و تغییر جهان طبق

 

 میل انسان و رفاه و تکنولوژی را هدف نهایی بشر

 

 و قله کمال انسانی می دانست . در این مسیر ،

 

آنچه مورد بی مهری قرار گرفت و توجهی به آن نشد

 

، دستورها و آموزه های دینی بود و چنین پنداشته شد

 

 که انسان به تنهایی و با عقل و تجربه خود می تواند

 

به کمال و سعادت برسد .

 

این تفکر ، علم تجربی را برترین علم و روش تجربی را

 

 تنها روش کشف حقیقت دانست و در آن ثروت

 

 و رفاه بیش از حد ، و نفی هرگونه اندیشه ای که

 

 انسان را از دنیاطلبی و رسیدن به هوس های دنیایی بازدارد

 

 ، جزو اصول خدشه ناپذیر و تنها راه تکامل انسان شمرده شد .

 

بنابر این می توان اصلی ترین ویژگی تمدن مدرن را

 

 "دنیازدگی" دانست که ارتباط مستقیمی با

 

جداشدن از دین دارد و واژه "مدرنیسم" و "سکولاریسم"

 

 در پایان به یک هدف می رسند . بدین روی می توان

 

 تمدن مدرن را تمدنی سکولار نامید ؛

 

 زیرا همه ویژگی های یک تمدن دنیاگرا اعم از

 

 نگاه استقلالی به جهان طبیعت ، بریدن تعلق از ماورا

 

، اعتقاد به استقلال انسان از وحی در اندیشه و عمل

 

 ، انکار ربوبیت تکوینی و تشریعی خداوند را داراست .

 

شاید بتوانیم دو آیه ذیل را تعبیر گویایی از تفکر سکولار بدانیم :

 

1-انّ الذین لایرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا

 

و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون (یونس/7)

 

2-ان هؤلاء یحبون العاجلة و یذرون وراءهم

 

یوماَ ثقیلاَ (انسان/27)

/ 0 نظر / 5 بازدید